![]() سپيد سروده هاي سارا باستاني
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سید محمدامين جعفري حسینی
یادمان دکتر قیصر امین پور همه ی لینک های مربوط به دکتر قیصر امین پور هاشم کروني محمد حسين نعمتي مرتضي حيدري آل کثير حامد ابراهيمي (سهند) استاد عليرضا قزوه عبدالرضا کوهمال جهرمي فاطمه فاضلی اشکان چاوشي محمود کاظمي (سينماي امروز ) زهرا رييس السادات سعيد بيابانکي احمد ارجمندي مرضیه مرادی سودابه مهیجی مژکان عباسلو مجيد کوهکن :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
مثل گلهای روسری ام
سپيد نوشته هاي يك شاعر سلام
سلام از همه ی دوستانی که در تمام مدت فعالیت و عدم فعالیت این وبلاگ مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند تشکر می کنم نگارش چند داستان کوتاه و..... باعث شد کمی از وبلاگم غافل شوم در پاسخ به همه ی محبت های شما به زودی با شعر هایی که در این مدت نوشته ام به روز خواهم شد.
|+| نوشته شده توسط سارا باستاني در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 16:23
شعری برای باغ هایی که دیگر نیستند
همین درخت ها
نه من داغ این باغ ها را باور نمی کنم که زیتون های ما را کشته باشند و بمب های خوشه ای کاشته باشند و کاشی های شکسته ی مسجد الاقصی را با خون برادرانم بند زده باشند کاش دریاهای این حوالی خواب نفت ندیده بودند و دنیا ما را با قصه های قدیمی همین باغ ها باور می کرد ما در همین باغ ها زیر همین درختها سیب می سرودیم و تصنیف های عرب را خون تازه می رساندیم سیب می تکاندیم و روزی هزار بار، جاذبه ما را کشف می کرد باور نکردنی ست اما این درخت ها و همین باغ ها را روز به روز بیشتر از ما تبعید می کنند و ما را مثل سیب می تکانند اما هیچ جاذبه ای کشف نمی شود
برای خواندن شعر های بیشتر روی پایگاه ادبی تازیانه یا زیتون کلیک کنید |+| نوشته شده توسط سارا باستاني در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 11:10
"عشق قابيل است" مجموعه ي غزل هاي به ياد ماندني زنده ياد نجمه زارع منتشر شد
سلام
نمي دانم بايد از اين خبر خوشحال باشم يا مثل همه ي روزهايي كه شعرهاش را مي خوانم به يك حسرت عميق برسم با اينهمه "عشق قابيل است" مجموعه ي غزل هاي به ياد ماندني نجمه زارع منتشر شد داشتن و خواندن اين مجموعه را به همه ي مخاظبان جدي شعر امروز توصيه مي كنم او نمونه ي كامل يك شاعر تواناي امروزي با جسارت هاي لازم براي شعر امروز بود نه هست و البته جسارت او حتي لحظه اي از نجابت فاصله نداشت نه ندارد |+| نوشته شده توسط سارا باستاني در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 9:53
بهاريه براي همه ي اين سال هاي خاكستري
سلام اين روزها مشغو ل آماده كردن مجموعه ي داستان هايم بودمو فرصتي تابا كمك اين خانه ي مجازي به دنياي حقيقي شعر گره بخورم . با آرزوي خوشبختي و سالي پر از بهار بابهاريه اي براي همه ي سال هاي خاكستري به روز مي شوم بهاريه اي براي اين سال هاي خاكستري داریم نو می شویم و خاطرات كهنه ي اين همه سال را به رخ درخت هاي خيابان مي كشيم هرچه ما به سفيدي مي رويم آنها از دودها و دوندگي هاي ما گرد سياهي به خود مي گيرندو هنوز ايستاده اند مي خواهم دست هايم را به دعا بگيرم و باران را به شستن و نشستن به تركيب اين همه سياهي و سفيدي فرا بخوانم تا يك سال ديگر خاكستري بخنديم |+| نوشته شده توسط سارا باستاني در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 ساعت 14:30
به همسفر زندگي ام امين كه از جنوب ترين جنوب ها با من است و در شمال ترين شمال ها با او خواهم ماند
نمك گير
نمك گير يك اتفاق شديم و
شانه هامان
طعم يكي شدن را چشيد
سادگي هامان را بهم بافتيم و
دستهامان
پينه ي دغدغه هامان را به تن كشيد
و فراموش كرديم
آنها را كه هي ذره ذره مردندو
خروار خروار
خاك رويشان ريختيم
هفت سين مان
كه سرو بود و
سادگي و
سازدهني كودكي خياباني
با سكه هاي جمع شده
در كاسه ي سياه زني
كه لبخند التماس مي كرد
وسوزي كه از سرما نبود
سيب هم كه گنديده بودو
زير پا لگد مال....
اين شعر
3 ثانيه تا پايان سال مهلت دارد
وساعت هميشه تحويل آدم هايي كه
چشم ها شان
هيچوقت زيرپاهاشان پرت نشد
تا خشونت كفش هاشان را صدا كنند و
مرده از زير آوار پاها بيرون بياورند و اين تمام نــنوشته هاي يك كتاب است
هميشه در كنار مردگان
فرصتي هست
براي انديشيدن به زندگي
|+| نوشته شده توسط سارا باستاني در شنبه هفدهم دی 1384 ساعت 17:50
|